خرید بک لینک
سودابه یک خال سیاه پشت لبش داشت. سبزه بود. همچین قشنگی هم نبود. کوتاه بود. چشمهای سورمه کشیدهی درشت و گیس بلند داشت. وقتی نمیخندید شبیه جغد میشد. اما خنده که میکرد انگار دستهی گل از دهنش میریزد... ...آن شب من و سودابه هندی تا صبح نشستیم. او زن پدر من نشد. هیچ وقت نشد. اما عجب زنی بود! از آن

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 16:48

اهل کاشانم ...اما شهر من کاشان نیستشهر من گم شده استمن با تاب، من با تبخانهای در طرف دیگر شب ساختهام HOME| EMAIL| PROFILE

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 16:48

ما قبلا اینطوری نبودیم، نبودنا انقدر عادی نبود، تا یک دقیقه ازش بیخبر میشدیم کل آسایشگاهو میذاشتیم رو سرمون تا پیداش کنیم، اما حالا چی؟
-هیچی

رادیو چهرازی


برچسبها: مخاطبش گم شده, روزهای گمجشکی

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 16:48

اهل کاشانم ...اما شهر من کاشان نیستشهر من گم شده استمن با تاب، من با تبخانهای در طرف دیگر شب ساختهام HOME| EMAIL| PROFILE

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 1:50

مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ... وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى... سوره ضحی یه علامتی روی ضبط صوتهای قدیمی شبیه این << بود که صدا رو به شکل مسخرهای تند میکرد و میرفت جلو! حس میکنم در حال حاضر به یه دونه از این دکمهها اح

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 1:50

+ امشب بوی صحبت یار با حضور علیرضا آذر ِ جان و احسان افشاری عزیز فوقالعاده بود. جای همگی سبز. برچسبها: تهران در بعد از ظهر + تاريخ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 20:22 | مریم | اهل کاشانم ...اما شهر من کاشان نیستشهر من گم شده استمن با تاب، من با تبخانهای در طرف دیگر شب ساختهام

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 2:37

یکجور مریضی مزمن هم هست که دلت میخواهد همهچیز را تنهایی حل کنی. تنهاییِ تنهایی. اما زورت نمیرسد و حل میشوی توی همهچیز. تنهایی حل میشوی. رقیه خدا بنده مکس: یه دفعه پلیس بازداشتم کرد

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 2:37

برف زیاد میآمد. یعنی قبلا این طوری بود. حالا کمتر میبارد. بعض اوقات اندازهی موی صورت یک زن آرایش نکرده بعدِ مرگ شوهرش هم کمتر مینشیند روی زمین... یک سالی که برف آمده بود تا زانو، همین حوالی دیگر، یک نوعی از پرندههای مهاجر میآمدند از سرما جلو خانهی ما مینشستند. روی ایوان هم میآمدند. اندازه

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 2:37

چند وقت پیش دنبال یه چپتر از یه کتاب پلیمر بودم که امکان دانلود نداشت، کشور عزیزمون توی خیلی از سایتها بلاک بود و از طرفی قیمتش هم بالا بود. به نویسنده کتاب آقای Pablo رکوئست دادم (تیری در تاریکی!) و امروز در کمال ناباوری دیدم که کتاب رو برام فرستاده: Dear Maryam Thank you for your interest in our

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 2:37

کاش میشد من امروز به همایون شجریان رای میدادم :)

Image result for u202bهمایون شجریانu202c

بیشترین صدایی که این روزها میشنوم و دوست دارم هی ریپیت بشه.

+ گردنبندشو ^ _ ^ از این زنجیرا که مردا میندازن خیلی خوشم میاد! ولی از انگشتر بدم میاد! :)


برچسبها: روزهای گمجشکی, تهران در بعد از ظهر

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 2:37

صفحه بندی